السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

280

تفسير الميزان ( فارسي )

زمين ، كه محل زندگى بشر است . بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : مراد اين است كه آسمان را ابرها پاره مىكنند ، هم چنان كه در آيه « هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّه فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّه تُرْجَعُ الأُمُورُ » « 2 » بدان اشاره دارد كه گفتگويش در تفسير خود آن گذشت . و اگر از واقعه قيامت تعبير به تشقق كرد ، نه به تفتح و امثال آن ، براى اين بود كه دلها را بيشتر بترساند ، و همچنين تنوين در كلمه « تنزيلا » باز براى رساندن عظمت آن روز است . * ( « الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ وَكانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً » ) * يعنى ملك مطلق آن روز حقى است ثابت براى رحمان ، چون آن روز ديگر تمامى اسباب از كار افتاده ، و روابطى كه بين آنها و مسببات بود گسيخته مىگردد ، و در چند جا از اين كتاب مكرر گذشت كه : مراد از اينكه آن روز ملك براى رحمان مىشود ، اين است كه آن روز براى همه ظاهر مىشود كه ملك و حكم تنها از آن خدا بوده و بس ، و هيچ يك از اسباب بر خلاف آنچه مردم مىپنداشتند استقلالى از خود نداشتند . و وجه اينكه فرمود : « و قيامت بر كفار روزى بس دشوار است » اين است كه كفار تا در دنيا بودند به خاطر ركون و اعتمادى كه به اسباب ظاهرى داشتند ، و به خاطر غورى كه در زندگى زمينى خود كرده بودند ، با اينكه زندگى آن چون نخ پوسيده اى نابود شدنى بود ، و به خاطر اينكه از سبب حقيقى كه مالك حقيقى است ، و نيز از زندگى دائمى ، و جاودانى خود منقطع شدند ، پس ناگزير در آن روز چشم باز مىكنند ، در حالى كه ملاذ و پناهى براى خود نمىيابند . و بنا بر اين كلمه « ملك » مبتدا و كلمه « حق » خبر آن خواهد بود و اگر حق را معرفه آورده ، براى اين بود كه انحصار را بفهماند و كلمه « يومئذ » ظرف است براى ثبوت خبر براى مبتداء ، و فايده تقييد اين است كه حقيقت امر در آن روز ظاهر مىشود ، و گرنه حقيقت ملك هميشه براى خدا است ، چه در دنيا و چه در آخرت ، فرق آخرت با دنيا اين است كه در قيامت ملك صورى از اشياء بر طرف مىشود ، ولى در غير قيامت اين ملكيت صورى محفوظ است . ولى بعضى « 3 » از مفسرين گفته‌اند : ملك در اينجا به معناى مالكيت است ، و كلمه

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 9 . ( 2 ) آيا انتظار مىبرند كه خدا در سايبانهايى از ابر ، و ملائكه به سوى آنها بيايند و كار از كار بگذرد و به سوى خدا است بازگشت امور . سوره بقره ، آيه 210 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 10 و 11 .